والتون
گويند شخصي ايرلندي به نام والتون1 در اواسط سدهٴ سيزدهم، نوعي اصول جالب براي پرورش صدف ابداع كرد كه هنوز در نزديكي لاروشل2 مورد استفاده قرار ميگيرد. تصور ميكنم دربارهٴ تاريخ آن اشتباهي رخ داده باشد. بررسي مسئله در بايگانيهاي محلي بسيار مفيد خواهد بود.
ج. بازداري
رسالههاي مربوط به بازداري
رسالهٴ بازداري امپراتور فردريك دوم مهمترين تأليف در نوع خودش است ( ¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ او در بالا)، ولي علاقهٴ عميقي كه اشراف بدين ورزش نشان ميدادند از پيدايش رسالههاي متعدد ديگر در همان زمان معلوم ميگردد.
همچنان كه در مورد رسالهٴ فردريك گفتيم بيشتر آن معلومات منشأ اسلامي داشت. دست كم فردريك دو رسالهٴ شرقي را ميشناخت: يكي رسالهاي عربي از شخصي به نام مومن3 (
¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ تئودوريك انطاكي)، و ديگري رسالهاي فارسي منسوب به يترب4 در هفتاد و پنج فصل، كه بيشتر دربارهٴ شكار با قرقي بوده است.
انزيو پسر نامشروع فردريك (متولد حدود 1220، پادشاه ساردني، محبوس در بولونيا از 1249، تا هنگام وفاتش در 1272)، دانيل كرمونايي را به ترجمهٴ اين دو رساله از لاتيني به زبان فرانسه تشويق كرد. رسالهٴ بازداري فردريك هم پيش از پايان سده، به زبان فرانسه ترجمه شد.
بايد اشارهاي هم بكنم به منظومهٴ پرونسي دودهٴ پرادايي5 (آغاز سدهٴ سيزدهم)، و يك جزوهٴ كاتالاني كه بنابر ادعاي موٴلف آن، نامهاي از آكويلا سوماخوس و تئودوتيو خطاب به بطليموس پادشاه مصر است. در كتاب بازداري آلبرت كبير بدين رساله اشاره شده، ولي در حال حاضر فقط ترجمهٴ كاتالونيايي آن در دست است. در آن از اقسام قوشهايي كه بازداران استفاده ميكنند و از بيماريها و درمان آنها بحث شده است.
كدام يك از اين رسالهها قبلاً، به زبان محلي نوشته شده است؟ پاسخ دادن به چنين سوٴالاتي دشوار است. با در نظر گرفتن اين كه اشراف شكارچي مانند امروز اهل فضل نبودند، احتمال دارد كه براي استفادهٴ آنان از مدتها قبل، رسالهها به زبان محلي تهيه شده باشد. بنابراين ممكن است رسالههاي ديگري پيش از آنها، كه نام بردم نوشته باشند.